تبليغاتX

پادشاه روشنایی ها - امیرکبیر و مصدق و نخبه کشی!

امیرکبیر و مصدق و نخبه کشی!

مولف:بهنام مهربانی

بعضی از جامعه شناسان به مردم ایران صفت نخبه کشی داده اند و معتقدند که در کنار تمام خصوصیات خوب ایرانیان آنها نخبگان و قهرمانانشان را در میانه ی میدان تنها گذاشته و فراموششان می کنند. اما این لقب بیش از آنکه برازنده مردم باشد، شایسته کسانیس که خود را مرجع فکری جامعخ می پندارند. در زمانه ای که اغلب کشورها سعی در ساختن الگوهای پوشالی و قهرمانان دروغین دارند، روشنفکران ما بی توجه به اسوه های این سرزمین با آسمان و ریسمان بافتن قهرمانان تاریخشان را کوچک جلوه می دهند.

از معرفی امیر کبیر به عنوان عامل ارتجاع، مستبد و در مقابل یاد کردن ناصرالدین شاه به عنوان اولین فردی که گام در مدرنیزه کردن ایران برداشته بگیرید تا تهمت ها و حرف های بی پایه و اساس در مورد دکتر محمد مصدق. روزی او را عوام فریب نامیدند و روز دیگر می گویند که او به دموکراسی اعتقادی نداشته بلکه از سر ضرورت به آن تن داد. یا اینکه مدارای مصدق با مخالفان و دشمنانش نه به دلیل اعتقااد به حقوق مردم بلکه به سبب خاستگاه اشرافی اوست. از همه مضحک تر هم اینکه مصدق عامل انگلیسی ها و خود مسبب کودتای 28 مرداد بود! از همه دردآور تر اینکه مطبوعات ما هم با توجیه شنیدن نظرات مخالف اقدام به چاپ هر فحش نامه و مطلبی که ناشی از کینه های شخصیست می کنند . گویند هر انسانی که به درجه بالایی از محبوبیت برسد و گام های بزرگی در راه خدمت به ملت بردارد، لاجرم دشمنان زیادی هم پیدا خواهد کرد. با مروری به تاریخ جهان به این واقعیت ایمان میاوریم، گاندی رهبر استقلال هند در حالی که مخالفانش عرصه را بر او تنگ کرده بودند توسط یک هندوی افراطی کشته شد، مارتین لوترکینگ که علیه تبعیض نژادی مبارزه می کرد بوسیله یک هموطنش به قتل رسید و به این فهرست می توان اسامی دیگری چون آبراهام لینکن، جان اف کندی و .... اضافه کرد.

زنده یاد مصدق هم جدای از این جبر تاریخی نیست، برخی از این حملات ناجوانمردانه از سر بی اطلاعی و بعضی دیگر با هدف خدشه دار کردن مفاخر ملی سرزمین ماست. برای برخی از ما اسطوری و الگو خوب است به شرط اینکه ایرانی نباشد، در سخنان و نوشته هایمان از گاندی و ماندلا بت می سازیمسیاست مبارزه ی منفی گاندی را ارج می نهیم، اما هیچ گاه به مبارزه منفی مصدق که دست بیگانگان را از کشور کوتاه و به چپاول آنها پایان داد اشاره نمی کنیم.

از این دم می زنیم که دموکراسی با خصوصیات جامعه ایرانی ناسازگار است ، اما هیچ وقت نمی گوییم که در دوران نخست وزیری مصدق، ملت مردم سالاری را تجربه و از آن حمایت کردند، از وابستگی شدید درآمدهای کشور به صادرات نفت گلایه می کنیم، ولی تا به حال بررسی نکرده ایم که چگونه دولت دکتر مصدق کشور را بدون نفت اداره کرد و صادرات آن هم از وارداتش پیشی گرفت.

اگر امروزه روزگار امیرکبیر برای عده ای دور می نماید، اما هستند بسیاری که ناظر و شاهد زمانه مصدق بوده اند و هنوز قلب های اکثریت ایرانیان به یاد امیر کبیر و مصدق می تپد.

آری پنجاه سال برای فراموش کاری و قلب واقعیت کمی زود است و در آخر بخشی از سرودی شادروان اخوان ثالث درباره دکتر مصدق:

ای نـــادر نــوادر ایــــام          کت فرو بخت یار نیامد

دیری گذشت و چون تو دلیری         در صـف کـارزار نیامد

 

نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 |