تبليغاتX

پادشاه روشنایی ها

گردآوری و پژوهش از ارشام پارسی

اشو زرتشت اسپنتمان

انسانی که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمایی نکند در ردیف گناهکاران است. یسنای 46 – بند 6

 

حکیم فرزانه ابوالقاسم فردوسی توسی

بترس از خدای و میازار کس                                          ره رستگاری همین است و بس

 

نسکهای باستانی ایران

هر روز با خویشتن چنین گفتن پسندیده تر است : امروز چه سود بود مرا در جهان ؟ چه زیانی رساندم به دیگران ؟ چه گناهی نمودم ؟ چه قدمی در راه نیک برداشتم ؟ چه قدمی ناپسند برداشتم ؟ چونان است که این گیتی مهمانسرایی زودگذراست . پس جاویدان آنجا ( آخرت ) باید بودن .

 

حضرت حافظ شیرازی

برو ای زاهد خود بین که ز چشم من و تو               راز این پرده نهانست و نهان خواهد بود

 

جاوید خرد - وصایای هوشنگ

ما علم را از برای فخر کردن بر مردم نمی خواهیم بلکه علم را برای آن میخواهیم که تا نفع از آن گیریم

 

کوروش بزرگ

من در دوران زندگی از سنت کشورمان بهره بردم و مقید به حرمت نهادن به برادران و بزرگتران بودم . چه در راه رفتن و چه در سخن گفتن . حتی هنگام نشستن بزرگان و ریش سپیدان را مقدم از نشستن خود می دانستم .

فضیل بن عباس ( عارف ایرانی - درگذشت 187 هجری )

اگر شخص با مردمی که نزد او گرد آمده اند با مهربانی و خلق نیک رفتار کند - کار او بهتر از برخواستن و نماز شب خواندن و روزه داشتن در روز است .

انوشیروان دادگر

من اینگونه میپندارم به خواست اورمزد بزرگ آمده ام .  برای برانداختن زشتی و دروغ و گسترش مهر و داد آمده ام .  دوستدار مردم هستم و باز به نزد هرمزد برخواهم گشت . او از من داد نیک اندیشی , بهترین راستی و درستی , شهریاری مینوی , رادمردی و فروتنی و رسائی می خواهد .

 

حضرت حافظ شیرازی

هرکسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت . . .

 

چیده اندرز پوریوتکیشان

از آزار پدر و مادر و بزرگان سخت بپرهیزید . تا شما را تن بدنام و روانی دردمند نباشد .

از دفتر بایزید بسطامی

از شیخ بزرگ شنیده شد که می گفت : از مرگ بایزید بسطامی هیچکس آگاه نبود . ولی او به یکی از شاگردانش اشاراتی کرده بود . نام وی عبدالله پونابادی بود . وی به دیدار مرشدش بایزید آمده بود . هنگام رفتن شاگرد بایزدید به وی گفت فعلا مرو . تا به صبح صبر کن تا جنازه را بگذاری بعد بروی . با اینکه مرید نمی دانست منظور وی از جنازه کیست ولی چون به سخن بایزدید احترام می گذاشت تا صبح صبر کرد و سوالی نکرد . بامداد که برخواست دید منظور از جنازه پیکر بی جان خود بایزید بوده است که درگذشته است .

 

صائب تبریزی ( در ستایش صبر )

 

به صبر مشکل عالم تمام بگشاد                           که این کلید به هر قفل راست می آید

 

بزرگمهر

کسانی که شهرها و ده ها و بنا ساختند و غم این جهان بخوردند - آنهمه بگذاشتند و برفتند و آن چیزها مدروس شد . خوی نیک بزرگتر عطاهای خدای عز و جل است . از خوی بد دور باشید که آن بند گران است بر دل و پای .

 

ابومحمد مرتعش نیشابوری ( قرن چهارم هجری )

حیات ماهی از آب است و بچه از شیر . شریعت را استاد باید و طریقت را پیر . زاهد مزدور به بهشت می نازد و عارف به دوست . از صوفی چه گوییم که خود اوست . روزگاری او را می جستم خود را یافتم . اکنون خود را می جوییم او را می بینم .

نادر شاه افشار

ای خردمندان و دانشمندان ایران ، آزادی اراضی کشور با سپاه من .  تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 |