تبليغاتX

پادشاه روشنایی ها

بابک مهربد:

 

نیاکان باهنر و فرهنگ ما در ایران زمین مهرگان را گرامی میداشتند. زیرا روز زایش مهر است، روز پایان خوشه چینی است، روز آغاز تعلیم و تعلم است، روز پیروزی کاوه و فیریدون بر ضحاک است.

مهرگان از دیرین ترین یادگار های ایرانی است و زمانی همپایه نوروز از بزرگترین اعیاد ایران بود، مهرگان از جمله آیین های پر شکوه مردمی است که در طول تاریخ به تدریج دستخوش تحریف شد و به صورت ابزار تاراج و چپاول در دست اربابان و زورمندان در آمد و به همین سبب پایگاه راستین مردمیش را از دست داد و نتوانست همچون نوروز پایدار و شکوفا بماند.

نوروز و مهرگان و سده و ... را باید تبلوری از روحیه ایرانی دانست. زیرا ایرانی می خواهد خود به شیوه ای انسانی زندگی کند و با سنتهای خود می آموزد که باید در اندیشه شادی و نشاط انسانها بود، باید از هر انگیزه ای سود جست و مردم را به شادی و همپیمانی دعوت کرد، چرا که مهر یهنی ( پیمان) و ایرانی پیمان شکن را دوست ندارد.

روز مهر و ماه مهر جشن فرخ مهرگان

مهر بیفزا ای نگار ماهچهر مهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر

مهربانی کن به روز مهر و جشن مهر

                             قطعه مشهور مسعود سعد سلمان

درباره معنی مهرگان و وجه تسمیه آن سخن و بحث بسیار است. مشهورترین تحلیل ها و انگیزه ها نسیت به این جشن مربوط به مهر یا میترا، ایزد بزرگ و مشهور آریایی و نام شانزدهمین روز هر ماه می باشد. به همین جهت در ماه مهر و روز مهر جشن مهرگان برگزار می شد. ولی اکنون جشن مهرگان به موجب تقویم معمول زرتشتیان روز دهم مهر ماه با تشریفات و مراسم ویژه برگزار می شود.

در اوستا این ایزد از زمره بزرگترین ایزدان است و در آیین کهن ایران پیش از عصر اوستایی یکی از بزرگترین خدایان بوده است. کهنترین سند مکتوبی که نام این خدای کهن بشری در آن ثبت شده و به دست ما رسیده است در الواح گلینی متعلق به 1400 سال پیش از میلاد در کاپاتوکا (kapatuka) از شهرهای آسیای صغیر است.  در اوستا یشت دهم که موسوم است به مهر یشت- این یشت یکی از قدیمیترین و کهنترین یشتهای موجود است- اشاراتی درباره مراکز آریاها شده است. از آن جمله نام دو شهر در بند 14 آمده است که در هیچ جای اوستا دیده نمی شود و حتی در اشارات جغرافیایی و نامهای کشورهایی که در فرگرد اول وندیداد نیز آمده است موجود نیست. این امر قدمت مهریشت را می رساند.

چون فرهنگ و دیانت ایرانی در بین ارمنیان نیز نفوذ تامی داشته مهر نیز چون ایزدان دیگر اهلیت و مقام والایی داشته است. چنان که مورخان ارمنی حکایت می کنند که ایرانی ها ( چنانکه در ارامنه را نیز این عادت بود) به نام مهر سوگند یاد می کردند زیرا او را حامی و مدافع عهد و پیمان می دانستند.

بنابراین روز شانزدهم هر ماه روز مهر است و ایزد مهر را موکل بر این روز می دانستند. (در ایران باستان ایام هفته به صورت فعلی نبوده و هر روز نامی خاص داشته است) مطابق معمول و سنت چون نام روز و ماه موافق می شد آن روز را جشن می گرفتند. به همین جهت روز شانزدهم از ماه مهر، جشن مهرگان بود و یکی از بزرگترین جشنهای ایران باستان محسوب می شد. اینک متذکر می شوم که در ایران باستان بویژه عصر اوستایی سال به دو فصل تقسیم می شد: تابستان (هم Hama) و زمستان ( زین Zayana) عید نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود و جشن مهرگان باید از سلسله جشنهای طبیعی باشد که با تغییر و تبدیل فصول وابستگی دارند.

مطابق معمول که حوادث و رخدادهای میمون و نیک را به روزهای خوب منسوب می کردند بسی رویدادهای را نیز به این روز منسوب ساختند. از جمله آنکه مشیه و مشیانه، یعنی نخستین زوج بشری ( آدم و حوا) در چنین روزی آفریده شدند.

جشن مهرگان در رم، روز ولادت میترا بوده است. در منابع تاریخی که از مورخان ایرانی باقی مانده است اشاراتی در این زمینه وجود دارد که به چند مورد اشاره می نماییم.

ابوریحان بیرونی می نویسد مهر ماه روز اول آن هرمزد روز است و روز شانزدهم روز مهر می باشد که عید بزرگی است و به مهرگان معروف است و تفسیر آن دوستی جان است و گیند که مهر نام آفتاب است.

آیین ساسانیان در این روز این بود که تاجی را که صورت آفتاب بر او بود بر سر می گذاشتند. می گویند سبب اینکه این روز را ایرانیان بزرگ داشته اند آن است که مردم شنیدند فریدون خروج کرد و به یاری کاوه آهنگر بر ضحاک پیروز گشت. از آن پس پادشاهان ایران به پرچم کاوه تیمن و تبرک جستند و آن را دفش کاویان نامیدند. گ.شند در این روز خداوند زمین را گسترانید و کالبدها را برای آنکه محل ارواح باشد آفرید.

سلمان فارسی می گوید: ما در عهد زرتشتی بودن می گفتیم خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو بر ایام مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرات دیگر.

کسروی می گوید: من از موبد متوکلی شنیدم که می گفت در روز مهرگان آفتاب میان نور و ظلمت طلوع می کند. آن دسته از ایرانیان که به تاویل قایلند مهرگان را دلیل بر قیامت و آخر عالم می دانند زیرا هر چیزی که دارای نمو باشد در این روز به متهای رشد خود می رسد و مواد نمواز آن منقطع می شود و حیوان در این روز از تناسل باز می ماند. چنانکه نوروز را آنچه در مهرگان گفته شد برعکس است و آن را آغاز عالم می دانند.

فردوسی شاعر نامدار ایران مهرگان را منسوب به فریدون دانسته است و چنین می فرماید:

فریدون چو شد بر جهان کامگار

ندانست جز خویشتن شهریار

بفرمود تا آتش افروختند

همه عنبر و زعفران سوختند

کنون یادگار است ازو مهر

به کوش به رنج ایچ منمای چهر

ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم تذکر داده است که به موجب اهمال در محاسبه کبیسه، عید مهرگان از آغاز مهر به روز شانزدهم منتقل گردید.

چنان که اشاره گردید در نظم و نثر پارسی از سده چهاردهم هجری به بعد درباره مهرگان گفتگو و اشاره بسیار شده است.

رودکی چنین می سراید:

ملکا جشن مهرگان آمد

جشن شاهان و خسروان آمد

منوچهری در مسمطی به زیبایی مهرگان را بیان میدارد:

شاد باشید که جشن مهرگان آمد

بانگ و اوای درای کاروان آمد

کاروان مهرگان از خیزران آمد

یا ز اقصای بلاد چینستان آمد

نه از این آمد، بالله نه از آن آمد

که ز فردوس برین و ز آسمان آمد

مهرگان آمد، هان در بگشاییدش

اندر آرید و تواضع بنماییدش

از غبار راه ایدر بزداییدش

بنشانید و به لب خرد بخاییدش

خوب دارید و فراوان بستاییدش

هر زمان خدمت لختی بیفزاییدش.

 

 مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال

نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال

عنصری

 

گاه آن آمد که باد مهرگان لشکر کشد

دست او پیراهن اشجار از سر کشد

                                        سنایی

نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه هفتم مهر 1387 |